۱۳۸۸ شهریور ۷, شنبه

استبداد مضاعف؟


استبداد مضاعف؟


جریانات اتفاق افتاده در روزهای اخیر نشان از وجود یک بحران تمام عیار در کشور است، سونامی سیاسی که نه تنها بسیاری از نیروهای معتقد به نظام را بی¬نصیب نگذاشته، بلکه در ردیف متهم اول نشانده، متهمانی که اگر تا دیروز جزو ارکان نظام محسوب می¬شدند امروز محکوم به براندازی اند.
اکبر هاشمی رفسنجانی شاخص¬ترین چهره سیاسی ایران که به اعتقاد بسیاری، تصمیماتش در روزهای بحرانی باعث حل مشکلات نظام شده امروز «منافق جدید» و سمبل اشرافی¬گری خوانده می¬شود. میرحسین موسوی نخست¬وزیر هشت سال زمان جنگ، محمد خاتمی، هشت سال رئیس¬جمهور و مهدی کروبی هشت سال رئیس¬مجلس و بسیاری از نیروهای انقلابی دیگر امروز آماج حملات منتقدینی قرار گرفته¬اند که تمامی امکانات لشکری و کشوری را در قبضه خود دارند و به قول معروف هر جور میخواهند می¬برند و می-دوزند.دادگاه ترتیب میدهند، محاکمه میکنند و جالب¬تر اینکه قبل از محاکمه حکم¬ها را صادر کرده¬اند. تمامی این بگیر وببندها و تشکیل دادگاه های کذایی و محاکمه¬های مخملین صرفا به خاطر این است که به توده مردم القاء نمایند که در انتخابات تقلب صورت نگرفته، جریان توتالیتر حاکم بر کشور با زیر سوال بردن 24 سال از تاریخ نظام صرفا میخواهند تقلب اشکار در انتخابات را کتمان کند و میخواهد به هر نحوی که شده این حقیقت آشکار را پنهان نماید. شاید هیچ کدام از اشخاصی که امروز در جایگاه متهم ایستاده اند آن زمان که امثال طبری ها و کیانوری ها و یا در همین چند سال پیش سحابی ها و افشاری ها را محاکمه میکردند تصور نمیکردند که روزی خواهد رسید که تفکر جائرانه گریبان آنها را نیز خواهد گرفت و باید یادآور شویم آنهایی که امروز این ظلم ها را میبنند و دم فرو بسته¬اند، روحانیونی که به جای اینکه ملجا ملت یاشند مطیع دولت گشته اند باید بدانند که اگر امروز ایستادند، ایستادند اگر نه باید تمام عمر روی زانوانشان زندگی کنند.به قول آیت الله امجد «امروز بوی نفت قم را فرا گرفته و اگر روحانیون غی نکنند خفه خواهند شد» روحانیتی که در این چند سال اخیر با گرفتن مواجب دولتی استقلال خود را از دست داده باید هوشیار باشد و به جایگاه اصلی اش که با مردم بودن است برگردد.
آینده پیش روی کشور آینده¬ی بسیار سخت و دشواری خواهد بود، از یک طرف مشروعیت نظام از سوی مردم به چالش کشیده شده و اعتماد مردم به عنوان سرمایه اجتماعی نسبت به حکومت از بین رفته و از سوی دیگر در روابط بین المللی به دلیل ادبیات خشن و غیر دیپلماتیک احمدی¬نژاد در این چند سال و محتمل بودن تقلب گسترده در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و عدم مقبولیت دولت از سوی بسیاری از کشورها جایگاه مناسبی را نداریم گرچه جریان حاکم بر کشور ازاین مساله خشنود هست زیرا در این صورت، خود را به هیچ مرجعی پاسخگو نمی داند و لذا براحتی میتواند با اعمال ارعاب و سرکوب استبداد مضاعفی را بر کشور تحمیل نماید و با توجه به اینکه سیاست نزدیکی نیز با کشورهایی مثل روسیه و چین دارد تصورشان بر این است که همانند همتایانش قادر خواهد بود هم مسیر صنعتی شدن را طی کند و هم از الگوهای حاکم بر جهان تبعیت نکند و برای رسیدن به چنین هدفی با سرمایه گذاری بر روی صنایع نظامی و علی¬الخصوص سلاح های هسته ای قصد دارد در مقابل کشورهای آزاد باج خواهی نماید و در داخل نیز هر صدایی را در گلو خفه و با گروگانگیری عزیزان ملت و وحشت¬آفرینی و با بهره گیری از یک ایدئولوژی دینی منجی گرایانه با سو استفاده از توده ناآگاه و دادن وعده های عوام فریبانه به حیات خود ادامه دهد.
جریان حاکم نه تنها اجازه هر¬گونه فعالیت مدنی سازمان¬یافته را سلب کرده بلکه بارها به صراحت از حذف جریاناتی که نسبت به سیاست دولت انتقاد دارند صحبت کرده ، دادگاههای چند روز اخیر نیز نشان میدهد که قصد تنظیم کننده¬های چنین سناریوهایی بر هم زدن آرایش منتقدین دولت و تحقیر و ترور شخصیت آنهاست تا وادار کند که آنها هم مثل خیلی از منتقدین مجبور به خروج از کشور شوند سیاستی که در سی سال اخیر به دلیل نداشتن امکانات کافی از سوی اپوزیسیون خارج از کشور برای تاثیرگذاری در داخل و هم چنین عدم دسترسی مردم به اطلاعات به خاطر سانسور شدید به خوبی جواب داده است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر