۱۳۸۸ مرداد ۲۴, شنبه

تورا دوست دارم

تو را دوست دارم



تو را دوست دارم بخاطر اندیشه زیبایت، تو را دوست دارم به خاطر صداقتت، تو را دوست دارم بخاطر صمیمییتت، تو را دوست دارم به خاطر لبخند زیبایت ، تو را دوست دارم بخاطر چهره زیبایت ، تو را دوست دارم بخاطر وب نوشته های زیبایت گرچه روزهاست که هر روز ساعت 4 بعد از ظهر دلتنگش می­شوم، تو را دوست دارم، تو را دوست داریم و تو را، همیشه دوست خواهیم داشت ابطحی عزیز



[...]نازلى سخن نگفت

نازلى ستاره بود

یك دم درین ظُلام درخشید و جَست و رفت...
نازلى سخن نگفت
نازلى بنفشه بودگل داد و
مژده داد: "زمستان شكست!"
و
رفت...
گرچه نازلی و بسیاری از نازلی­ها بودند که سخن نگفتند و از میان ما رفتند ولی در کنار آنان ، بسیاری هم بودند که گفتند. گفتند بخاطر اینکه یارای تحمل شنکنجه­های مزدوران را نداشتند، گفتند بخاطر اینکه هویتشان را تکه پاره کرده بودند، گفتند بخاطر اینکه میدانستند گالیله نیز قبل از آنها گفته است که زمین به دور خورشید نمی­چرخد!، گفتند بخاطر اینکه میدانستند قبل از گفتنشان خود بارها از این گونه گفتنها بسیار شنیده ولی باور نکردند، گفتند بخاطر اینکه از عاقبت انگیزاسیون با خبر بودند.
ما شما را با تمام گفته­ها و نگفته­هایتان دوست داریم، ما شما را می­شناسیم و به شما ایمان داریم پس بگویید آنچه را که می­خواهند ولی هرگز فراموش نکنید که هیچ گوش شنوایی برای شنیدن این حرف­ها نیست که اگر بود حماسه سه میلیونی «خس و خاشاک!!» نبود.شما عزیزان دل، می­خواستید با گوریل شطرنج بازی کنید ولی آنها خوب میدانستند که در حرکت آخر سبز شما «کیش و مات» خواهند شد پس چاره­ای جز جرزدن و به هم ریختن مهره­ها نداشتند و ما همه اینها را خوب میدانیم ابطحی عزیز.
تو را دوست دارم به خاطر اینکه «حقیقت» را دوست میدارم و خوب میدانم که برای انکار حقیقت تنها راه «اعتراف­گیری» است.
من درد تو را زدست آسان ندهم
دل برنکنم زدوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
به امید آزادیت ابطحی عزیز .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر